دسته‌بندی نشده

روش ارزش‌گذاری کارت امتیازی

این روش برای شركت هایی كه در دوره قبل از درآمدزایی (Pre-Revenue Startups) می باشند مناسب است و ارزشی كه بدست می آورد نیز ارزش قبل از تامین مالی (Pre-Money Valuation) می باشد. اولین گام در این روش این است میانگین قیمت استارت آپ های مشابه یا نزدیک به این حوزه را به عنوان قیمت پایه بدست آوریم که بر اساس مطالعه بازار و خرید و فروش توسط فرشتگان سرمایه گذار و VC ها  بدست می آید. در واقع این روش ارزش استارتاپ را با ارزش های میانگین مقایسه می كند.

در مرحله بعدی بررسی کسب و کار می باشد، كه به این منظور از 7 فاكتور كلیدی كیفی استفاده می شود و نسبت به میانگین بازار در هر زمینه، به کسب و کار نمره ای تخصیص داده می شود.

در مرحله آخر، وزن ها در نمراتی که هر کسب و کار نسبت به میانگین کسب کرده است ضرب شده و از حاصل ضرب مجموع آنها در میانگین ارزش استارتاپ ها قبل از دریافت تامین مالی در صنعت مشابه، ارزش استارتاپ محاسبه می شود.

بیل پین (Bill Payne) كه ارائه دهنده روش كارت امتیازی (ScoreCard) می باشد، معتقد است که فاکتورهای زیادی در ارزش یک شرکت موثر است، او در مقاله خود چك لیستی برای ارزش‌گذاری به روش كارت امتیازی تهیه كرده كه سوال های طراحی شده را با توجه به مبانی تجربی فراهم کرده است. در واقع چك لیست او دركی از مواردی كه سرمایه‌گذاران هنگام ارزش‌گذاری به آن توجه می‌كنند را به كارآفرینان می‌دهد و همچنین به شناسایی عواملی می‌پردازد كه می‌تواند ارزش‌گذاری بالاتر را توجیه كند، در نتیجه به كارآفرینان كمك زیادی می كند.

پین همچنین عنوان می كند که هیچ دو سرمایه گذاری یک شرکت را با قیمت یکسان ارزشگذاری نمی کنند و این روش برای محاسبات قطعی ارزشگذاری طراحی نشده است. جدول ارائه شده عوامل عمده و مسائل کلیدی برای تخمین ارزش یک استارتاپ در مراحل شكل گیری ایده و استارتاپ را در نظر می گیرد و با طراحی سوال هایی مناسب برای هر کدام از عوامل وزن مشخصی لحاظ شده است.

روش كارت امتیازی ارائه شده توسط بیل پین

در این روش، امتیاز پاسخ سوالات می‌توانند از “—” تا “+++” متغیر باشند كه مفهوم آن می‌تواند به شرح زير مي باشد.

+++: بیشترین تاثیر مثبت در ارزش شرکت و دارای 1.6  امتیاز است

++: تاثیر بسیار مثبت در ارزش شرکت و دارای 1.4 امتیاز است

+: تاثیر مثبت در ارزش شرکت و دارای 1.2 امتیاز است

0:  تاثیری در ارزش ندارد و دارای امتیاز 1 است

– : تاثیر منفی در ارزش شرکت و دارای 0.8 امتیاز است

–: تاثیر بسیار منفی در ارزش شرکت و دارای 0.6 امتیاز است

—: بیشترین تاثیر منفی در ارزش شرکت و دارای 0.4 امتیاز است

مثال

در جدول زیر یك شرکت فرضی ارزشگذاری شده است كه تخمین امتیاز كسب شده شركت نسبت به صنعت با پاسخ گویی به سوالات جدول فوق بدست می آید. همچنین عدد به دست آمده حاصل جمع ضرب وزن ها در نمراتی که هر تیم نسبت به میانگین کسب کرده است می باشد در صورتی که امتیاز بالاتر از  1باشد، یعنی تیم بهتر از نرمال می باشد و در صورتی که كمتر از  1باشد، یعنی تیم به طور كلی ضعیف تر از متوسط بازار است كه در این مثال عدد 1.08 حاصل شده است كه نشان دهنده بهتر بودن شركت نسبت به متوسط بازار می باشد.

ارزشگذاری شركت فرضی- روش كارت امتیازی

مزایای روش کارت امتیازی

  • وزن‌دهی به تمامی فاکتورها

اهمیت هر یک از عوامل و فاکتورهای مختلف تاثیرگذار در ارزش در نظر گرفته شده است

  • به میانگین قیمت‌ها توجه دارد

این مزیت باعث می‌شود کم ارزش‌گذاری و بیش ارزش‌گذاری کمتر رخ دهد

  • سرعت و سادگی
  • مناسب برای شرکت‌هایی که در دوره قبل از درآمدزایی می‌باشند

به دلیل اینکه در مراحل اولیه دیتای تاریخی از کسب و کار موجود نیست روش‌های کیفی در این مراحل کارآمد می‌باشند

 

معایب روش کارت امتیازی

  • وابستگی به ارزش سایر استارتاپ‌ها در همان منطقه جغرافیایی

در واقع محدود کردن ارزش استارتاپ هم می‌تواند جز مزایا و هم معایب قرار گیرد. دلیل قرار گرفتن جزء معایب، نیاز به ارزش شرکت‌های قابل مقایسه در بازار می‌باشد که در اکوسیستم‌های نابالغ استارتاپی از جمله ایران این عمل به سختی قابل انجام است.

  • نیاز به بومی سازی در هر کشور
  • نداشتن مبنای علمی
  • اعمال نظر شخصی هر فرد نسبت به گزینه‌ها

افراد مختلف می‌توانند امتیاز‌های متفاوتی به هر سوال بدهند و چون این روش کاملا کیفی بوده است بنابراین ارزش محاسبه شده دقیق نخواهد بود

 

نتیجه گیری

این روش برای استارتاپ‌هایی که درآمدزا هستند پیشنهاد نمی‌شود اما می‌توان به منظور یک روش تکمیلی در کنار سایر روش‌ها از جمله روش‌های تنزیل جریانات نقدی در گزارشات استفاده کرد. به وسیله این روش می توان مقایسه شركت ها و تخمین ارزشگذاری برای استارتاپ هایی كه هیچ درآمدی ندارند را انجام داد. به طور کلی عواملی که در این روش توصیف شده اند به این دو منظور استفاده می شوند:

1-برای تعیین رنج مناسبی از ارزشگذاری برای شرکت های مختلف

2-شناسایی عوامل خاصی که شرکت ها با آنها ارزشگذاری می شوند

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + دوازده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن